میخوام تلافی بکنم چــشمهای تــــــــــــو یادم میاد
میخوام برم از پیش تو صدای تــــــــــــو بازم میاد
چرا ولم نمیـــــــــــــکنی چــــــــــرا نمیزاری برم
برو که من خسته شدم می بــــــــــینی طاقت ندارم
یه روز تلافی میکنم هر چــــــی بدی کردی به من
این همه بی وفایی ها جـــــــواب خوبی بود به من
هر چی صبوری میکنم میگم یه روز درست میشه
چقدر بــــــــــــــاید ببخشمت این که زندگی نمیشه

ياد حرفات ميزنه تيشه به جونم ، ولی قلبم ميگه باز برات بخونم
چرا قلبم رو سپردی دسـت طوفان ، نميدونم ميتونم بی تـــو بمونم
*****
ميدونم دوستم نداری ، تو برو با بیخيالی//بودن من و تو با هم ، آه عجب فکر محالی
به تو نفرين که نموندی،تویی که شعرم رو خوندی//رفتی ساده بی تفاوت،دل و جــونم رو سوزوندی
تویی که قدر گل ياس،نميدونستی از احساس//خودتو شيشه ای کردی،شيشه ای از جنس الماس
*****
گفتی ديـدار به قيامت،چی شد اون همه رفاقت//اگه من بی تو ميميرم، تو برو سفر سلامت
گفتی دل نکرده عادت،بی وفا يه کم صداقت//بی صدا شکستم اما،اين نبود رسم رفاقت
عـيب نداره بزار برو،يه وقـت نگی که عاشقم//ميگذره اين شباي تلخ،تموم ميشه غصه و غم

لحظه ی اول که تو رو ديدم نمي دونـــــــــــــــــــستم نمي فهميــــدم
چه زود دارم عاشــــــــــــقت ميشم چه زود دارم ديوونت ميــــــشم
حسرت ديدن تو رو کشيدم ولی يه روز آخر يه جا من تو رو ديــــدم
کاش ميدونستی چه دردی داره لحظه هابی رو که من مي ديــــــدم
***************
وقتی مي افتم ياد خنده هات عاشقم هنوز ميمــــــــــــــــيرم بـــــرات
عشـــــق تو رو چوپان دروغگو چطـــــــور باور کنم بشينم به پات
من که فقط تو رو داشتم بـــــــــــــــــــــگو واسه تو چی کم گذاشتــم
فکر ميکردم فقـــط با منـی ٍ مـــــــــــــــــــن ساده دل خوشی داشتم
***************
فکر تو پيش چشماي ديگه است حواست انگار يه جای ديگه است
آرزو ام بودی همه چيم بودی مـــنو شکستی نوبت يکی ديگه است
زخماي قلبم هنوز ميسوزه زخمـــــــــــــــــــــــی زدی تا ابد بسوزه
آخه بی انصاف حق من اين نبود چه بدی کردم به تو دل بايد بسوزه
***************
تو که قلب منو له کردی ميخوای باز با تو باشم چطور از من ميخوای با اين قلب عاشق تو باشم
تو که قلب منو له کردی ميخوای باز با تو باشم چطور از من ميخوای با اين قلب عاشق تو باشم

محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد
توي دادگاه دلم حکم اعدام رو ميدم به عاشقی حکم اعــــــــــــدام کم تو رو زندون ميکنم
تو رو زنــــــــــــــدون ميکنم توي جـــــهنم خدا که بسوزی هر نفــــــــس که بسوزی تا ابد
*****
که بدونی اين دلــــــــم بود که بهش زدی کلک تو که حتی نفســـــت بوي لــــجن ميده بزک
برو گمشو بی صفـــــت ديگه نگاه به من نکن چشمات رو در ميارم از حدقـــه ای دخترک
تو رو حبســـــــــــــت ميکنم توي بيابــــون خدا که خدا هم به تو رحمی نکنه خوب به درک

اونهاكه توزندگي شون قصه هاي خوب شنيدن توي قمارزندگاني همه جور بازي را ديدن اونها كه توي خلوت شب شعرهاي تنهاي خوندن همه راه را رفتن اما برسر دو راهي موندن بهشون بگين كه اينجا يك نفر هميشه مسته يك عاشق هميشه تنها سراين كوچه نشسته بهشون بگين كه قصه اش مثل شاهنامه درازه كي بوده كجارسيده چه جوري بايد بسازه حالا قصه ها مو مستا توي ميخونه ها ميگن اما اون هميشه مسته،توي اونجا راه نميدن من امشب سرخوش وديوانه ومست وغزل خوانم به جام مي پناه آورده ام واز غم گريزانم اميدمن امان از غم تنهاي گرت ميخانه بازآيد... غم بازميجويدمرا رويد اي دوستان... من گوشه ميخانه ميمانم به مستي پاي درميدان غم بنهاده ام امشب مخندي اي رهگذر برمن اگر افتاده وخيزانم
آري, اين همان سهم تلخ من از تمام روياي تو
ادامه مطلب |